خاطره ای بر جای نیست...
از یاد می برم که زمانی دوستم داشته ای
از یاد می برم لحظه ای را که به آرامی زمزمه کردی:
«می پرستمت بانوی من»
چهره ات را از یاد می برم
گرمای دستانت
و طعم بوسه هایت را
و آغوش امنی که مرا در خود پنهان می کرد
از خاطر می برم شب های دراز با هم بودن را
و صبح چشم در چشم تو از رویا سرشار شدن
دیگر به یاد نمی آورم سوگندت را
که می گفتی "شهر بی تو" را ویران می سازم
از یاد می برم
تمام تو را،تمام خودم را
تمامیمان را
تمام تمامی تمام ها را
و
به ناچار
به عشق زوال پذیری دیگر
تن خواهم داد
+نوشته شده در ساعت4:26توسط زندانی | |
این منممحکومی به ابدزندانی خیالات پوچم همه چیز در این زندان بداهه است بی هیچ وبرایشی
شباهنگ (وبلاگ اشعار من)ا بی سرزمین تر از باد جزیره زیر آب مداد رنگي من بي چتر زخم های من همه از عشق است وقت تمام! رابطه در دوران قاعدگی سکوت سنگ تنهایی و ترس از گفتن سلام پرتقال! مرگ همان زندگی دختر گل فروش رها تر از رها فرشته های عقیم شده غولهای موسیقی راک و متال یک فنجان سکوت تلخ ...:::My Teeming Brain:::... پيش رو جيگرتو ضربان هنر شاهدخت سرزمین ابدیت دست نوشته های یاسین درد سکوت هنوز هم بی نام دیگری در من هذيانهاي يك رواني خدایی تازه می خواهم شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند شاسوسا...شبیه تاریک من! موج سبز گاه نگاریهای هادی ناصری زنانی که با گرگها می دوند زنانه ها چرت کوتاه روی موزاییک های یخ زده قالب های نایت اسکین LinkDump خانه هنرمندانمیدان زنانشبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایرانمدرسه فمینیستیایستگاه طرفداران میرحسینسید ابراهیم نبویزن شناسیغزل پست مدرنانجمن ادبی_هنری پرهیبپروچیستا کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin