تبليغاتX
زندانی ابدی

زندانی ابدی

 morghe mina

چهارشنبه رفتم که بلیت نمایش «خانه»،کار آقای کیومرث مرادی را بگیرم اما تمام شده بود

تصمیم گرفتم دست خالی برنگردم در نتیجه بلیت نمایش «مرغ مینا» را گرفتم

 و باید بگم که پشیمان از سالن بیرون نیامدم

مرغ مینا در تیر و مرداد ماه در تماشاخانه اصلی تئاتر شهر در حال اجراست

کارگردان این نمایش آقای تاجبخش فنائیان و نویسنده آن آقای محمد ابراهیمیان است

این نمایش روایتگر داستان عشق رابعه بنت کعب شاعر زیبا رو(نخستین شاعر زن)

 به بکتاش،غلام برادرش است که حتماً داستان آن را می دانید

همچنین رودکی در این نمایش نقش اساسی ایفا می کند و سعی شده است

که به ابعاد زندگی و عاشق پیشگی او پرداخته شود

در واقع دو جریان مجزا در دو قرن سوم و چهارم هجری به نحوی جالب

به یکدیگر پیوند داده می شوند

در این نمایش سعی بر این بوده است که در آن واحد به چند موضوع پرداخته شود

از جمله عشق،شعر،تاریخ،عدالت،حکایت رابعه و بکتاش و قصه شوریدگی رودکی

که از نظر من فقط توانسته گوشه ای از هر کدام را نمایش دهد

و به عمق هیچکدام دست نیافته است

موسیقی و آواز در این نمایش نقش کلیدی دارد

موسیقی آن را آقای عماد توحیدی کار کرده اند و جناب رضا رویگری ضمن بازی در نقش رودکی

اجرای آواز در این نمایش را به صورت زنده برعهده دارند

 و حقیقتاً آوازشان بس روح بخش است

در این نمایش شعرهای رودکی و رابعه به صورت تکخوانی و هم خوانی اجرا می شود

و این برای ادب دوستان باید انگیزه خوبی جهت دیدن این نمایش باشد

نکته مثبت دیگری که این نمایش را دیدنی میکند،کار زیبای گروه کروگرافی(رقص آرایی) است  

که به حق شور خاصی به تماشاگر میدهد

تصور کنید آواز گروه کر را در حال خواندن «بوی جوی مولیان» یا یکی از اشعار عاشقانه رابعه،

 و نوای دیوانه کننده «دف»،

که با رقص پری وار افراد سراپا سپیدپوش همراه  می شود

وا...ی هوش از سر انسان می پرد

 

در کل باید گفت که مرغ مینا یک نمایش تمام شرقی است

 و حال و هوای مست کننده ای دارد

اگر به شعر،آواز،رقص،تاریخ،عشق های اسطوره ای

یا هرکدام از این ها علاقه دارید

پیشنهاد میکنم دیدن نمایش «مرغ مینا» را از دست ندهید

 

پ.ن:برای دیدن تصاویر نمایش مرغ مینا بر روی لینک های زیر کلیک کنید 

لینک1 ، لینک2 ،لینک3

+نوشته شده در ساعت2:58توسط زندانی | |

 

neda name tamame 2khtarane sarzamine manast

 

توبه من خیره می مانی

من به سکوت پر درد این حوالی

تو از ماندن می گویی

من از رفتن می شنوم

تو از فریاد می خوانی

من از دلهره پر می شوم

تو زخم می خوری

من خسته می شوم

 

تو می روی

من می مانم

تو می میمیری

من در سایه ام هنوز

تو غرق خون

من غرق ماتم و حسرت

 تو پر می کشی

من جای خالی ات را باور می کنم

 

تو فرشته نام می گیری

من ندا

تو شهید  

من ندا

تو خاطره

من ندا 

تو اسطوره

من ندا

تو همه چیز

من ...ندا

 

 

پ.ن:لطفاً بفهمید خواستن حق شماست حتی اگر تمام دنیا بگوید:"خفه شو"

از خون ساده نگذریم

پ.ن۲:اعتراف نامه مسعود ده نمکی

+نوشته شده در ساعت17:54توسط زندانی | |