تبليغاتX
زندانی ابدی

زندانی ابدی

باور کن حرفی ندارم

اینجا که میام دلم می خواد یه حرفی بزنم یه چیزی بگم

اما باور کن هیچی ندارم که بگم

انگار حال و هوام به کل عوض شده

خوب و بدش رو ازم نپرس

چون خودمم نمی دونم

گاهی دلم برای اون شادی قبلی خیلی تنگ میشه

شادی دیوونه

اما الان دیگه زیاد ازین دیوونه بازی ها خبری نیست

زندگیم داره جدی تر میشه

باید اینو بفهمم

گرچه که من همیشه همه چیز و همه کس رو جدی گرفتم

 می خوام ازینجا دور شم

خیلی دور

واقعا بهش احتیاج دارم

و واقعا هم اینکارو خواهم کرد

 

 

+نوشته شده در ساعت17:40توسط زندانی | |