من درد را در حنجره ام احساس می کنم فریادم را می بلعم و در دل به تمامی کائنات لعنت می فرستم به دنبال یک گناهکارم تا قصاصش کنم قلب در مقابل قلب قلبت را هزاران تکه می کردم اگر ذره ای، تنها ذره ای به سنگ دلی تو می بودم تمامش کن «زندانی» هذیان ها که دوای درد نمی شوند
به دنبال زمین پاکی باش که در آن گوری به کرایه دهند