|
این روز ها بیش از هر زمان دیگری شاهد این مرشدان آمر به معروف در خیابان های شلوغ شهرمان هستیم و کمتر کسی را از میان دوستان و آشنایان بی دین و مذهب خویش می شناسیم که حداقل یکبار مورد الطاف خیرخواهانه این دوستان دین پرست قرار نگرفته باشد. جداً باعث افتخار تمامی ماست که در کشوری زندگی می کنیم که تا به این حد به فکر قیامت و توشه آخرت مردمش می باشد. یادم می آید در اولین سال های ارشاد دوباره این راهنمایان به سوی بهشت که تقریباً سه سال پیش بود این دوستان رفتار به مراتب دوستانه تری را در پیش گرفته بودند و سعی داشتند تذکرات ارشادی خود را در کمال خونسردی و همراه با لبخندی بسیار شیرین و گیرا به این جهنمیان غافل از خدا بدهند.امری که این روزها کمتر با آن برخورد می کنیم.یعنی دیگر اکنون با زور بسوی روانه می شویم. تفاوت دیگری که امروز با آن روزها احساس می شود, جدیت و پشتکار این افراد است.در گذشته عادت داشتیم درابتدای فصل گرما چند تهدید ازطریق رسانه ها بشنویم و بعد هم چند تذکری در اینجا و آنجا و در خیابان.و بعد از چند ماه همه چیز به وضع سابق خود باز می گشت و پروژه بهشتی کردن ما جهنمیان هم به فراموشی سپرده می شد.اما امسال می بینیم با وجود چند درگیری در نقاط مختلف شهر و کشور که بعضاً به زد و خورد با این هادیان راه سعادت نیز انجامیده است،هنوز هم این افراد متعهد،وظیفه الهی خود را کنار نگذاشته و با جدیت مشغول هدایت قوم الظالین هشتند. حقیقت این است که من اگر خود نیز بخواهم نمی توانم توسط فردی که نه دین دارد و نه آزاده است و نه امام آزاده و ظلم ستیز و آمر به معروف خود را شناخته است،ارشاد شوم. دین ندارد چون هنوز نمی داند امر به معروف مراحل و روشی خاص دارد و با هرکس و در هر مکانی نباید یکسان برخورد نمود.آزاده نیست چون خود را به پول فروخته است؛چون معتقد به حجاب نیست اما برای حقوق چشم گیر 700 هزار تومانی،در زیّ آمران به معروف رفته و سعی در هرچه بهتر انجام دادن وظیفه خویش دارد و امام خود را نمی شناسد چون نمی داند امامش مقابل ظلم ایستاد و کشته شد،چون می خواست امر به معروف و نهی از منکر زنده بماند.اصلی که اینان امروز لگدکوب امیال و خواست های خود کرده اند.اگر امر به معروف زنده بماند،جامعه نجات خواهد یافت.اگر ما به نیکی امر شویم،به راستگویی،به عدالت خواهی،به ظلم ستیزی،به مساوات،به حق جویی و هزار معروف با ارزش دیگر. مگر معروف فقط حجاب است؟فقط چادر سیاه پوشیدن و رو گرفتن از این و آن است؟ چرا کسی مرا امر نمی کند که با ظلم به مبارزه برخیز و آن را تاب نیاور؟چرا امر نمی کند که از طاغوت بترس و بپرهیز؟ که آگاه باش و آگاه کن.که دوست بدار و ببخش.که زندگی کن... این اتفاق تازه ای نیست که در این مملکت همه چیز وارونه عرضه می شود و به جای پرداختن به اصل موضوعی،افکار را مشغول حواشی زائد آن می کنند و عجیب تر اینکه اذهان هم به آسانی فریب می خورند. هدف من به شخصه از این صحبت ها محکوم کردن حجاب و اعتبار دادن به بی حجابی نیست.من معترض به نقض حقوق و آزادی مردمم هستم.معتقدم هیچ کس حق ندارد که احدی را در نوع و رنگ پوشش خود، اجبار به تبعیت از الگوهای خود کند و بر این اعتقاد استوارم.
|
About![]()
این منم
Home
|