|
خوشحالم که بالاخره پاییز از راه رسید. من عاشق این فصلم.شاید چون متولد این فصلم و خودم از جنس پاییزم. همه چیز این فصل منو جذب خودش می کنه،آب و هواش،حال و هواش،رنگ هاش،غم و اندوهش. فصلی است که مطابق حس و حال خودمه. یعنی توی پاییز من و طبیعت هم شکل و همراه هم میشیم.این یکرنگی برای من خیلی لذت بخشه و ارزشمند. * * * این روز ها پر از حرفم.حرف هایی که می توانم فقط به خودم بگم. گاهی فکر می کنم که از کجا شروع شد؟از کجا اینقدر با حزن و سکوت انس گرفتم؟ گمانم این الفت دیرینه حتی به قبل از تولد من بر می گرده. جوهر و سرشت من با غم عجین شده و این برای من هیچ غمناک نیست. این خانه هم ناامن شده.باید به جایی برم که هیچکس منو نشناسه. می خوام راحت تر حرف بزنم. یه خونه جدید با نامی جدید. که دست هیچ آشنای نامحرمی به من نرسه. اینجا فقط می سرایم،سروده هایی ویرایش نشده. و آنجا حرف خواهم زد،حرف هایی ویرایش نشده. پ.ن: شباهنگ با سروده ای ناتمام به روز شد.
|
About![]()
این منم
Home
|