تبليغاتX
زندانی ابدی

زندانی ابدی

 

PLAY

 یه بازی جدیده....یه چیزی تو مایه های یلدا بازی....اگه پایه ای....بیا بازی

عشقم،جیگرم،عسلم و دوست خوبم تیام منو به این بازی دعوت کرده اند

۵ تا آرزو می کنی ......بعدشم منتظر می مونی تا برآورده بشن....شاید بشن شاید هم نشن

۵ بلاگر دیگه رو هم دعوت می کنی تا وارد بازی بشن.....یه جورایی همه دسته جمعی میریم سر کار!!!

*   *   *

  • آرزو می کنم...از آرزو داشتن نترسیم
  • آرزو می کنم...از آرزو کردن نترسیم 
  • آرزو می کنم...وقتی آرزو می کنیم فقط به خودمون فکر نکنیم
  • آرزو می کنم...وقتی آرزومون برآورده شد یادمون باشه به همه امید بدیم که آرزو ها برآورده میشن
  • آرزو می کنم...همه به آرزوهای خوبشون برسن

*   *   *

کی میاد بازی؟؟؟

محمد عزیز / پریا جون / سپهر عزیز / بهار خوبم / سینای متفکر

+نوشته شده در ساعت21:15توسط زندانی | |

man pishgooee mikonam

صدایم می زنند

با فریاد

نگاهم می کنند

با کینه

نوازشم می دهند

با خشونت

*   *   *

من از درون تاریکی چشمان خویش به روشن بینی رسیده ام

بگذار بر تو بگویم که فردا مرا چه می شود

فردا نیز روزی است چونان روز های دیگر

نه میلادی نه مرگی

نه عشقی نه نفرتی

نه لبخندی نه اشکی

نه....

انتظار هیچ لحظه ای از فردا مرا زنده نگاه نخواهد داشت

فردا هیچ است

بگذار از امشب بر تو بگویم

امشب واپسین شب است

بی سحر نیست برای تو

هست اما برای من

امشب واپسین شب است

........

شب که از نیمه بگذرد من به سوگ خویش خواهم نشست

+نوشته شده در ساعت2:43توسط زندانی | |

گویی که همواره چشمانی نامرئی 

به من خیره می شوند و من زیر سنگینی آن نگاه ها

هر آن کوچک و کوچکتر می شوم

 من که هنوز هم در حسرت یک لحظه من بودن ام

ناعادلانه در این جهنم تاریک

به ناچار تزویر را مشق می کنم

+نوشته شده در ساعت0:22توسط زندانی | |

000

+نوشته شده در ساعت2:34توسط زندانی | |

 

!!!!!

من از تو می ترسم

من می ترسم

من می ترسم

 من می ترسم

*    *    *

خوب بلدم چه جوری دل آدم ها را بسوزونم

اما انگار حالا نوبت توئه که منو عذاب بدی!

تو بزن، من می خندم!

فقط می خندم!

+نوشته شده در ساعت2:24توسط زندانی | |